الشيخ الطبرسي (مترجم: شادمهرى)

مقدمهء كتاب 8

تفسير جوامع الجامع (فارسى)

تفسير بيضاوى بهره برده است ، و اين مطلب نيز با مقايسهء ميان آن دو تفسير ، معلوم خواهد گرديد . 3 - نكته جالب توجه و بسيار ارزشمند ، همانا انصاف و ادب و حق شناس و پاكى نفس و عدم تعصب مذهبى مرحوم طبرسى است كه از خلال تفسير جوامع الجامع و از ديباچهء آن كاملا فهميده مىشود ؛ زيرا طبرسى ، بصراحت اعتراف به فضل و علم و شايستگى معاصر خود ، علامه زمخشرى و تفسير كشاف او مىكند ، با همهء اختلاف مذهب و مسلك آن دو ؛ زيرا طبرسى عالم و پيشواى شيعهء امامى است و در عصر خود و در بين پيروان اهل بيت بخصوص در بين اهل سبزوار كه به پايبندى شديد به اهل بيت معروف بوده اند و داستان ( بوبكر ) مولانا ، كاشف از آن پايبندى است شهرت داشته است * . اما زمخشرى نيز دانشمندى بلند آوازه در بين اهل سنت و از مدافعان سرسخت مسلك اعتزال بوده است . در عين حال ، طبرسى باك ندارد كه على رؤوس الاشهاد از وى تقدير و تجليل كند ، و حق او را چنان كه بايد و آن طور كه بوده ، به قلم آورده ، و براى آيندگان بافى گذارد . اين نوشته ، در حقيقت يك سند كتبى و باقى ماندنى است و غير از تعريف لفظى و احترام شفاهى و تعظيم مجلسى است كه آنى رخ مىدهد و از ميان مى رود . همانطور كه اشاره شد ، اين امر ، حاكى از طهارت نفس ، حق شناسى و خالى بودن قلب آن دانشمند از هرگونه تعصب بيجاى مذهبى است كه لازم وبايسته است همه وقت بخصوص در عصر حاضر كه اسلام عزيز از همه سوى در معرض تهديد ، و به اصطلاح بيضه اسلام در خطر است ، و دشمنان اسلام ، از شرق و غرب ، از هندوى مشرك و مسيحى و يهودى به ظاهر اهل كتاب و ملحدان

--> * حكايت بوبكر و محمد خوارزمشاه در دفتر پنجم مثنوى آمده است ، با اين مطلع شد محمد الپ الخ خوارزمشاه * در قتال سبزوار پرپناه تنگشان آورد لشگرهاى او * اسپهش افتاد در قتل عدو